
یکی از شیوه های نویسندگی ،نوشتن به سبك سمبوليك است كه در آن نويسنده با به كارگيري سمبولها حرف خويش را در پوششي خاص بيان مي كند مثال بارز چنين نوشته هايي در ادبيات ما كتاب كليله و دمنه مي باشد كه در آن حيوانات جانشين انسانها شده و نويسنده هر حيواني را با در نظر گرفتن خصيصه ي بارزش در نقش انساني با همان خصلت برجسته به بازي گرفته است.
اين مقدمه را به اجمال گفتم تا به پنج بيت شعر ازحكيم ابوالقاسم فردوسي اشاره كنم كه شاعر معاصر استادسيدمحمد حسين بهجت تبريزي(شهريار) آن را از زيباترين نمونه هاي شعر سمبوليك در ادب فارسي مي داند،فردوسي در سه بيت اول سمبولها را(كه عبارتند از يك انسان ابله ،گوهرشبچراغ و خر) با شگردي استادانه به كار گرفته و در دو بيت آخر به شيوه اي استادانه تر به تفسير سمبولها پرداخته است گو اينكه اين دوبيت كليد حل معماست.
یکی ابلهي شبچراغی بجست که با وی بُدي عِقد پروین درست
خری داشت آن ابله کور دل که بُد جانْش با جان خر متصل
چنان شبچراغی که ناید بدست شنیدم که بر گردن خر ببست
من آن شبچراغ سحر گاهیم فروزان کن ماه تا ماهیم
ولیکن مرا بخت ابله شِعار ببسته است بر گردن روزگار

